ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

439

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مىرويد ؛ در هر حال اقلا من خود شاهد بوده‌ام كه نزديك مزارع تنباكو هميشه مقدار زيادى علف شوره روئيده است . در نقطه‌اى شماليتر از 34 درجه در دشت مسطح اراك به عمل نمىآيد و در ناحيهء پست سواحل درياى خزر هم وضع بر همين منوال است . در مرتفع‌ترين نقطه‌اى كه من تنباكو ديدم اسپاس در جلگه‌اى بين شيراز و اصفهان بود . وقتى كه از آن نقطه عبور مىكردم چهارم مردادماه بود ، ميزان الحراره حد اكثر حرارت روز را 24 درجه نشان مىداد و آب در حرارت 93 درجه جوش مىآمد ، با وجود اين شك دارم كه اين گياه در آنجا « برسد » ، چه غنچه‌هاى شكوفهء آن هنوز نيش هم نزده بود . در ولايت لار ، در جنوب شيراز ، بهترين نوع تنباكوى شيرازى به عمل مىآيد . اين تنباكو عطر خوشى دارد كه با گذشت زمان بهتر مىشود ؛ يك من ( - 3 / 1 5 پاوند ) آن را در تهران به دو پنجم تومان ( - دوكات ) مىفروشند . قسمت اعظم آن در خود مملكت مصرف دارد و بقيه را به قسطنطنيه و همچنين به پطرزبورگ و قفقاز مىفرستند . نوع درجه دوم آن محصول اصفهان است كه كم‌عطرتر است ، گلو را بخارش مىاندازد و مدت زيادى هم نمىتوان آن را نگاه داشت . ساير انواع آنكه متعلق به كاشان ، يزد و غيره است به مصرف طبقات فقيرتر مىرسد يا به قسطنطنيه و بغداد صادر مىشود . ميزان صدور آن قابل ملاحظه است و از زمان جنگ كريمه بدان افزوده شده است ، چه از آن هنگام تنباكوى ايران در اروپا هم طرفدارانى پيدا كرده است ؛ قيمت صادرات آن در سال بين دويست تا سيصد هزار تومان برآورد مىشود . در نيمهء اول ارديبهشت در اصفهان بذر را تقريبا چسبيده به هم در خاك فرو مىكنند . پس از گذشت يك ماه جوانه‌هائى كه حدود هفت سانتيمتر ارتفاع دارد از زمين خارج و با فاصلهء بيشتر ، تقريبا مانند مزرعهء سيب‌زمينى ما ، در زمين نشا مىشود . در طرفين اين نشاها شيارهاى عميقى احداث مىشود تا گياه بتواند به خوبى آب بخورد . به نظر مىآيد كه گياه آب زياد را خوب تحمل نكند . مقارن اوايل تير من خود بوته‌هائى را به ارتفاع يك پا و نيم ديدم . فقط هفت تا نه برگ را به بوته مىگذارند و بقيهء برگها و جوانه را مىزنند و اواخر تيرماه شكوفه‌ها را نيز قطع مىكنند ، البته به استثناى بوته‌هائى كه براى گرفتن تخم در نظر گرفته شده است . در پائيز برگها را مىبرند و خشك مىكنند . از برگهاى ميانى كه بين ريشه و برگهاى شكوفه‌دار قرار گرفته بهترين جنس بدست مىآيد . تنباكو را به علت نيكوتين بسيار و طعم تند نامطبوعش نمىتوان با چپقهاى عادى و معمولى كشيد ؛ پس آن را با دستگاهى كه به نارگيله مشهور است - مشتق از كلمهء نارگيل زيرا اغلب از يك نارگيل يا كدو به جاى محفظهء آب آن استفاده مىشود - مىكشند ؛ در ايران اين دستگاه بيشتر به قليان شهرت يافته و اين لفظ نيز خود حاكى از صداى خاصى است كه از آب آن به هنگام كشيدن برمىخيزد . برگهاى تنباكو را خرد و لگدكوب مىكنند و بعد آن را از سرند مىگذرانند تا آن را از ساقه‌ها و رگه‌ها جدا سازند و چون اين